گفتگو با ائلمان تقیدوست (طراح فونت الیزه)
ایدهی فونت الیزه از دل یک پروژهی هویت بصری برای یک برند جواهر شکل گرفت. لوگوی تصویری طراحی شده بود، ولی مشتری تمایلی نداشت لوگوتایپ فارسی هم داشته باشه؛ چون فکر میکرد حروف فارسی اون حس لوکس و پرستیژی که برای برندش میخواد رو منتقل نمیکنه. همونجا بهش قول دادم لوگوتایپی طراحی کنم که هم اون ظرافت و حس لوکس رو داشته باشه و هم روح و رفتار حروف ایرانی رو حفظ کنه.
از طرف دیگه، مسلم ابراهیمی دوستم بود و چند بار بهم گفته بود: «تو میتونی طراحی فونت کار کنی؛ فضای کارش به لوگوتایپ نزدیکه، فقط یکدست درآوردنِ کل حروف پیچیدهتره.» یادمه برای توضیحش، طراحی یه مجسمه رو با معماری یه ساختمان مقایسه کرد؛ اینکه توی فونت دیگه با یک فرم طرف نیستی و باید همهچیز کنار هم درست کار کنه. این حرفها کمکم منو قلقلک داد و بالاخره تصمیم گرفتم جدی وارد این مسیر بشم.

مسلم رو از سال ۱۳۸۶ میشناختم و به روش آموزش و خروجی کلاسهاش اعتماد داشتم، برای همین این مسیر رو با کلاس خودش شروع کردم. برای شروع چند ایده مطرح شد، ولی در نهایت همون لوگوتایپ برند جواهر موند؛ کمکم توسعه پیدا کرد، توی مسیر تغییر کرد و از یه لوگوتایپ فراتر رفت تا در نهایت تبدیل شد به تایپفیس الیزه.
چه چیزی در طراحی حروف برایتان جذاب بود؟
از سال ۸۴ و با ورودم به دانشگاه، جدیتر وارد دنیای حروف شدم. برخلاف هنرستان، استادها تشویقمان میکردند با حروف ایرانی کار کنیم و ظرفیتهاش رو کشف کنیم. شانس آوردم که از همون ابتدا استادهای خوبی داشتم. استاد حجت مجرد تأثیر زیادی روی من داشت؛ ما رو جنگجو بار آورد و زمانی که منابع خیلی محدود بود، کتابهای روز رو در اختیارمون میگذاشت.
چیزی که در حروف ایرانی و عربی برای من جذابه اینه که مجبورت میکنن زبان خودت رو پیدا کنی؛ چون نمونهی آمادهای برای تقلید نداری.

ایدهی نام فونت از کجا آمد؟
دنبال اسمی بودم که هم حس لوکس و ظریفی داشته باشه، هم با شخصیت حروف هماهنگ باشه و هم یه ردی از خودم توش بمونه. یه بازی زبانی هم با «ال» داشتم؛ از «ال + مان» تا «ال + یزه». بین گزینههای مختلف، در نهایت «الیزه» همون اسمی شد که حس کردم همهی اینها رو یکجا با خودش داره.
الیزه از مطالعهی ۱۴ خط سنتی و کلاسیک شکل گرفته است؛ چرا این تعداد منبع !؟
تقریباً همهٔ خطها برام جذابن. هر خط یه روح و شخصیت خاص خودش رو داره. بعضی وقتها توی یه حرف، یه اتصال یا حتی یه حرکت کوچیک، یه چیزی میبینی که واقعاً حیفت میاد ازش استفاده نکنی.
برای من یه کم شبیه اینه که بگی دلت میخواد هیکلت شبیه آرنولد باشه، چهرهات شبیه مونیکا بلوچی، موهات به پرپشتی سروش صحت و صدات هم صدای مورگان فریمن باشه! از هرکدوم یه چیزی رو دوست داری و دلت میخواد داشته باشیش. خط هم برای من تقریباً همین شکلیه.
سختی اصلی کار هم دقیقاً از همینجا شروع میشد؛ اینکه این همه ویژگی و شخصیت متفاوت رو بیاری کنار هم، ولی آخرش هیچکدوم غریبه به نظر نرسن. باید جوری همجنس و یکدستشون میکردم که انگار همه از اول متعلق به یه خانواده بودن. فکر میکنم یکی از سختترین بخشهای طراحی الیزه هم همین بود.


اگر بخواهید شخصیت الیزه را توصیف کنید؟
فونت الیزه برای من از پیوند دو ریشه شکل گرفته؛ از پدرِ اروپاییِ کلاسیک، استحکام و استخوانبندی فرم رو گرفته و از مادرِ ایرانی، ظرافت، حرکت، ناز و پیچوتاب رو.
توی تصویر پایین هم همین روایت رو میبینیم؛ پدر و مادر داخل قاب و متعلق به گذشتهان، ولی الیزه بیرون قاب و توی امروز نشسته. یعنی از اون ریشهها اومده، اما قرار نیست تکرارشون کنه.
در نگاه اول آروم، مسلط و باپرستیژه، ولی هرچی بیشتر بهش نزدیک میشی، رگههایی از بازیگوشی و اغوا هم توش پیدا میکنی. نه شبیه پدره، نه شبیه مادر؛ از هر دو چیزهایی با خودش داره، ولی در نهایت شخصیت خودش رو ساخته.

الیزه یه تایپفیس نمایشی با کنتراست بالاست؛ فرمهاش در عین ظرافت، جسارت هم دارن. ریشهی خیلی از رفتارهای حروفش از فارسی و عربی میاد، ولی با یه نگاه معاصر و هندسی بازتعریف شده. فرمهای جایگزین، مجموعههای سبکی و ترکیبهای دو و سهحرفی باعث میشن یه کلمه بتونه چهرهها و شخصیتهای متفاوتی پیدا کنه.
چیزی که خودم توی الیزه خیلی دوست دارم همین انعطافشه؛ توی فارسی ایرانیتر میشه، توی عربی حالوهوای عربی میگیره و وقتی بخوای نمایشیتر باهاش رفتار کنی، حسابی پر از غُر و فِر، ناز و ادا میشه. برام مهم بود فونت الیزه یه فرم ثابت رو به طراح تحمیل نکنه؛ بیشتر مجموعهای از امکانها باشه.

فونتهای مورد علاقهتان از دیگر طراحان تایپ؟
اگر بخوام خیلی صادقانه بگم، من با نستعلیق و شکستهنستعلیق به نهایت لذت بصری میرسم؛ اونقدر زنده، سیال و اغواکنندهان که واقعاً کمتر فونتی میتونه همون حس رو برام ایجاد کنه.
تنوع فرم حروف، کنتراستهای فرمی، تفاوتهای عجیب در تناسبات، اتصالهای خاص و سکسی، نحوهی نشستن حروف کنار هم، مخصوصاً توی شکستهنستعلیق، برای من شبیه یه رقص حسابشده و پر از غافلگیریه.
فونت جدیدی در راه دارید؟ چه زمانی منتشر میشود؟
فونت بعدیام، برخلاف الیزه، شبیه یه مرد میانسالِ درشتاندام و چهارشانهست؛ آدمی که از ظاهرش حس میکنی بهروز، باسواد و مطمئنه. محکم و جدیه و نیازی به ناز و ادا نداره. در عین حال برام مهمه هم دیدنی باشه و هم خوانا. سراغ مسیری برم که کمتر تکرار شده.
فعلاً در حال کشف و خلق هستم و تمام تلاشم رو میکنم تا بهمن ماه تمومش کنم.